ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1058
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و اين اوقات بايد از مواقع سعد و حظوظ ستارگانى باشد كه مناسب آن اسم هستند چنان كه بونى اين عمل را در كتاب خود موسوم به ( انماط ) انجام داده است [ 1 ] . و اين مناسبت بعقيدهء ايشان از پيشگاه حضرت عمائى [ 2 ] است و آن مرتبهء برزخ كمال اسمائى مىباشد . و تقسيم آن مناسبت بر حقايق « موجودات » از آن مرتبه فرود ميآيد بى - آنكه هيچگونه تغييرى در آن روى دهد و همچنانكه مناسبت در آن مرتبه هست بر موجودات فرود ميآيد . و اثبات اين مناسبت در نزد ايشان تنها به حكم مشاهده است و هر گاه صاحب اسماء از اين مشاهده كوتاهى ورزد و اين مناسبت را بتقليد از ديگران « صاحبان - طلسمات » فرو گذارد ، آن وقت عمل او بمثابهء عمل صاحب طلسم خواهد بود ، بلكه چنان كه ياد كرديم شيوهء اهل طلسم از وى مستحكمتر است . همچنين گاهى صاحب طلسمات عمليات خويش و قواى ستارگان را با قواى دعاهائى ممزوج مىكند و اين دعاها از كلمات مخصوصى براى مناسبت ميان كلمات و ستارگان تركيب مىشود اما مناسبت دعاها در نزد ايشان مانند مناسبتى نيست كه صاحبان اسماء در حال مشاهده بدان آگاهى مىيابند ، بلكه دعاهاى صاحبان طلسمات به امورى راجع مىشود كه اصول روش جادوگرى آنان اقتضا مىكند از قبيل تقسيم ستارگان بجميع موجوداتى كه در عوالم آفرينش يافت مىشود مانند جوهرها و عرضها و ذات و معنىها [ 3 ] و حروف اسماء را هم از جملهء اين موجودات بشمار - ميآورند و به هر يك از ستارگان قسمتى از اين موجودات را اختصاص دادهاند و اين قواعد را بر مبانى شگفت آور منكرى مبتنى كردهاند مانند : تقسيم سورهها و آيات
--> [ 1 - ) ] دسلان مينويسد : بونى در مجموعهء بزرگ موسوم به شمس المعارف نيز اين نكته را در نظر گرفته و ساعات هر طلسمى را معين كرده است . [ 2 - ) ] ظاهرا مرتبهء حضرت عمائى ، برزخى است ميان عالم مادى و عالم روحانى و حقايقى كه در آنجا قدرت فضيلت كامل و صحيح بدست ميآورند . رجوع به حاشيهء ص 986 شود . [ 3 - ) ] معادن . ( ن . ل ) .